در باب حكم اعدام

 

 

عباس عبدی

نقل از روزنامه اعتماد ملي


سه‌شنبه هفته گذشته مصادف با روز جهاني مبارزه با حكم اعدام بود، مجازاتي كه اكثر كشورهاي جهان آن را از قوانين خود حذف كرده‌اند، يا عملا‌ً آن را اجرا نمي‌كنند و در اين ميان در برخي كشورها چون ايران، عربستان، چين و آمريكا تعداد اعدام‌ها بسيار زياد است، به‌ويژه در ايران در سال گذشته اين تعداد به طرز چشمگيري بيشتر هم شده و موجب مشكلي بين‌المللي براي ايران شده است. از اين‌رو پرداختن به اين مسأله ضرورت دارد، هم از حيث منافع و مضار اجراي آن در داخل و هم از حيث آثار و عوارض سوئي كه در خارج براي كشور ايجاد مي‌كند.

پيش از ورود به بحث متذكر مي‌شوم كه مخالفت مطلق با حكم اعدام در ايران نه‌تنها كمكي به حل اين مشكل نمي‌كند، بلكه به نحوي قضيه را سياسي مي‌كند و اجازه نمي‌دهد ابعاد مسأله چنانكه شايسته است باز شود. اينكه در غرب به هر دليلي وجود چنين حكمي را نمي‌پسندند، لزوما دليل بر غلط بودن و نفي آن نيست، اگرچه مهم‌ترين كشور غربي يعني ايالا‌ت متحده هم هنوز آن را نپذيرفته است، البته اين ارزش‌ها در خوشبينانه‌ترين حالت، محصول شرايط خاص اجتماعي آنهاست و قبل از رسيدن به اين شرايط، در آن كشورها هم مجرمين را اعدام مي‌كردند و حتي دستگاه‌هاي مشهور اعدام مثل گيوتين هم از اختراعات آنان است.

ادامه نوشته

ضریب هوشی بچه های اول خانواده 'بالاتر' است

Peyamner PNA- تحقیقات تازه حاکی از آن است که کودکانی که به عنوان اولین فرزند خانواده بزرگ می شوند ضریب هوشی بالاتری دارند.

 

          

 

به گزارش بی بی سی، تیمی از محققان نروژی دریافت که بچه های اول خانواده و همچنین کودکانی که پس از مرگ خواهر یا برادر بزرگتر جای فرزند بزرگ خانواده را گرفته اند، نمره بهتری در تست هوش می آورند.

این مطالعه که نتایج آن در نشریه "ساینس" منتشر شده حاصل بررسی بیش از 250 هزار سرباز مذکر در ارتش نروژ است.

کارشناسان طی چند دهه گذشته در مورد تاثیر ترتیب تولد در خانواده بر هوش و موفقیت در زندگی اختلاف نظر داشته اند.

حامیان این نظریه استدلال می کنند که بیشترین توجه پدر و مادر نصیب بزرگترین فرزند می شود چرا که او ابتدا تنهاست.

اما سایرین ادعا می کنند که تغییراتی در رحم پیش از تولد روی می دهد که عامل این وضع است چرا که مادر در بارداری های بعدی میزان بیشتر و بیشتری پادتن که می تواند به مغز جنین صدمه بزند تولید می کند.

همزمان کارشناسانی هم هستند که ارتباط میان ترتیب در تولد و ضریب هوشی را انکار می کنند و به گفته آنها این تصور غلط ناشی از این است که به طور تاریخی زوج هایی که ضریب هوشی پایین تری دارند در مقایسه با زوج هایی که ضریب هوشی آنها بالاتر است فرزندان بیشتری به دنیا می آورده اند.

پروفسور پیتر کریستنسن، از موسسه ملی بهداشت حرفه ای در اسلو، و تور بیرکدال از سازمان بهداشت نیروهای مسلح نروژ گفتند هر چند تفاوت های هوشی میان فرزندان یک خانواده در گروه مورد مطالعه کم بوده، اما قابل توجه است.

آنها گفتند یافته های آنها حاکی از آن است که این پدیده ناشی از تفاوت های اجتماعی است نه بیولوژیکی.

برای مثال مردانی که سومین فرزند خانواده بوده اند اما خواهر یا برادر بزرگتر را در همان ابتدای کودکی از دست داده اند و در نتیجه به عنوان فرزند دوم بزرگ شدند در تست ضریب هوشی تقریبا به خوبی بچه هایی که واقعا فرزند دوم خانواده بودند عمل کردند.

پروفسور کریستنسن گفت: "ما دریافتیم که این موقعیت اجتماعی فرزند پسر است و نه موقعیت بیولوژیکی او که به حساب می آید."

فرانک سالووی، از موسسه شخصیت شناسی و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه کالیفرنیا که در مورد چگونگی تاثیر نحوه تربیت بر شخصیت و هوش مطالعه کرده است به "دیلی تلگراف" گفت که ضریب هوشی بالاتر در بچه های اول می تواند تا حدودی ناشی از این باشد که آنها به خواهر و برادر کوچکتر خود چیز یاد می دهند.

وی گفت: "به علاوه تمایل بچه های اول به پر کردن نقش سرپرست دوم، و به عهده گرفتن نقشی آگاهانه، منضبط و پخته ممکن است ضریب هوشی بالاتر بچه های اول را توضیح دهد."                                                                                                                                                                                                                                                                                                        

بریدن سر دختر 12 ساله

 

امروز  جمعه  مورخه بیست و هفت مهرماه هشتاد  و  شش   یک  مرد  ۳۰  ساله  دختر  بچه

۱۲ ساله ای در روستای از توابع دهگلان در شهرستان قروه را سر برید .

 این جنایتکار عصر امروز  دراین روستای کوچک بدون علت خاصی در

 جلو چشم تعدادی از مردم به تعقب دخترک  که از ترس  جیغ میکشید  پرداخت در یک لحظه

 دختر را بر روی زمین خوابد و با چاقوی که همراه داشت گردن دختر کوچک را برید و در همان

 لحظه جان سپرد. مردم  روستا  که شاهد  ماجرا بودند  نتوانستند  کاری  انجام  دهند تا  زمان

 رسیدن به محل، جنایت  صورت گرفته بود . علت این جنایت هنوز مشخص نست ولی شاهدان

 اظهار میدارند که جنایتکار از  مواد مخدر  و  قرص های شادی اور  و  توهم زا استفاده کرده 

و در حالت عادی نبوده به علت مصرف زیاد مواد کنترلی بر رفتار خود نداشته است.

در ایتالیا سگ‌ها و گربه‌ها نیز به مهد كودك خاص خود می‌روند

 

Peyamner PNA- در ایتالیا سگ و گربه‌هایی وجود دارند كه همانند كودكان باآنها رفتار شده و حتی به مهد كودك فرستاده می‌شوند.

روزنامه‌ایتالیایی"لارپوبلیكا" روز شنبه نوشت: این سگ‌ها و گربه‌هاصبح‌ها به اتوبوس ویژه این مهد كودك‌ها سپرده می‌شوند تا روز خود را در فضای باز با دیگر همنوعان خود سپری كنند و شب نیز به خانه بازگردانده می‌شوند.

"به گزارش ایرناف ویلا باو" (ویلا واق) نام نخستین مهد كودك سگ و گربه در اروپا است كه در رم آغاز بكار كرده است .

مراكز دیگری با نام‌های دیگر در نقاط مختلف ایتالیا فعالیت دارند كه خدمات مختلفی را به سگ‌ها و گربه‌ها ارائه می‌دهند.

پاكت ماهانه خدماتی از دوشنبه تا جمعه ۳۰۰یورو قیمت دارد درحالیكه در پایان هفته ۲۴۰یورو هزینه دارد.

البته در ایتالیا سالانه ۱۴۰هزار سگ و گربه توسط صاحبان خود رها می‌شوند . بیش از ۷۰درصد این حیوانات رها شده در نخستین سال بر اثر تصادفات رانندگی و یا علل دیگر جان خود را از دست می‌دهند.

قوانین ایتالیا آندسته از افرادی را كه حیوانات خانگی خود را رها می كنند و یا با آنها بد رفتاری می‌كنند را بین ۱۰۰۰تا ۱۰هزار یورو جریمه و حتی تا یك سال زندان می‌كند.

سالانه ۵۰۰میلیون یورو برای نگهداری سگ‌ها و سایر حیوانات خانگی رها شده در سگ داری‌های عمومی در ایتالیا هزینه می‌شود.

مردم ایتالیا علاوه بر نگهداری سگ و گربه حیوانات مختلف دیگری را نیز نگهداری می‌كنند مانند طوطی ( ۲۰هزار)، مار ( ۱۰هزار)، شیر و ببر و پلنگ ( ۳هزار).

دوريس لسينگ نويسنده 88 ساله انگليسي متولد کرمانشاه ايران جايزه نوبل ادبيات سال 2007 را از آن خود کرد

 

گروه فرهنگي،سعيد کمالي دهقان؛ «دوريس لسينگ» نويسنده 88 ساله انگليسي متولد کرمانشاه ايران جايزه نوبل ادبيات سال 2007 را از آن خود کرد. آکادمي نوبل اين خبر را پنجشنبه 19 مهرماه ساعت دو و نيم عصر به وقت تهران در حالي اعلام کرد که خانم «لسينگ» به همراه پسرش بيرون از خانه بود و تنها دو ساعت بعد آن را از زبان خبرنگاراني شنيد که در حوالي منزلش در شهر لندن ازدحام کرده بودند. خبر اهداي نوبل ادبيات به «دوريس لسينگ» بار ديگر منتقدان بسياري را در سراسر جهان شگفت زده کرد چرا که بر اساس گمانه زني هاي اغلب آنها «فيليپ راث» امريکايي و «هاروکي موراکامي» ژاپني شانس بيشتري براي دريافت اين جايزه داشتند. «ليزا تامسون» دوست صميمي و مديربرنامه «لسينگ» در آژانس ادبي «جاناتان کلوز» نيم ساعت پس از اعلام خبر به روزنامه «اعتماد» گفت؛ «بله، خبر را شنيده ام اما هنوز موفق نشده ام با دوريس تماس بگيرم چرا که هر چه تلفن مي کنم در منزل نيست و انگار براي خريد بيرون رفته است.» «دوريس لسينگ» که نامش بيش از چهل سال در ليست نهايي نوبل ادبيات قرار داشت، مسن ترين و يازدهمين نويسنده يي است که اين جايزه يک و نيم ميليون دلاري را از آن خود خواهد کرد. رئيس سوئدي آکادمي نوبل هنگام اعلام اين خبر «لسينگ» را «رزم آور عرصه زنان، کسي که با موشکافي، عطش و نيروي بصيرت تمدن تکه تکه شده را به مداقه گذاشته» توصيف کرد. «لسينگ» اين جايزه را براي سال ها تلاش در راستاي ادبيات زنان و مبارزه براي حقوق آنها نصيب خود خواهد کرد. با اين همه، وي ساعتي پس از آگاهي يافتن از اين خبر به راديو بي بي سي گفت؛ «اين چيزها را درباره من گفتند؟ آه خداي من، انگار امروز مرا بيشتر از ديروز دوست مي دارند.» وي در ادامه به بي بي سي گفت؛ «نمي توانند نوبل را به کسي بدهند که مرده باشد، فکر مي کنم به همين خاطر است که فکر کرده اند بهتر است تا شرم را کم نکرده ام، آن را به من بدهند.» «ليزا تامسون» پس از صحبت کردن با «دوريس لسينگ» به «اعتماد» گفت؛ «دوريس از اينکه در ايران به دنيا آمده سرافراز است.» وي در ادامه از قول نويسنده کتاب «دفترچه طلايي» گفت؛«جايزه نوبل معتبر ترين و مسحورکننده ترين جايزه است و بي شک مسرورم.» در همين راستا اغلب روزنامه هاي جهان به خصوص روزنامه هاي انگليسي، روز جمعه خبر اهداي نوبل ادبيات به «دوريس لسينگ» را به صفحه اول خود بردند. «لسينگ» به «گاردين» گفت؛ «از يک طرف، آکادمي نوبل در سال هاي هفتاد از من خوش اش نمي آمد، مي گفتند که خوش شان نمي آيد اما انگار نظرشان عوض شده. جمع هاي اين شکلي اين طوري اند ديگر. من هم انتظارش را نداشتم که آن را ببرم. تقريباً چهل سال است که در ليست نهايي نوبل بودم. خيلي خوب است که يازدهمين زني هستم که اين جايزه را مي برد اما واقعاً متاسفم که اولين، چهارمين يا پنجمين آنها «ويرجينيا وولف» نبوده است.» لسينگ 22 اکتبر سال 1919 در کرمانشاه ايران به دنيا آمد و شش سال بعد به همراه خانواده اش به زيمبابوه مهاجرت کرد و چند سال بعد ساکن انگلستان شد. مدرسه را نيمه رها و از آن به بعد خودآموزي کرد. اولين رمان اش را در سي سالگي به نام «چمن آواز مي خواند» در لندن منتشر کرد و پس از آن بيش از پنجاه کتاب نوشت که «دفترچه طلايي» که يکي از کلاسيک هاي مکتب فمينيسم به حساب مي آيد، مهم ترين آنهاست. با احتساب نوبل ادبيات «دوريس لسينگ» تمامي جوايزي را که در اروپا اهدا مي شود از آن خود کرده است.

محمد اوزن پدر ادبيات مدرن کردي

http://www.etemaad.com

محمد اوزن پدر ادبيات مدرن کردي

علي شروقي؛ نويسندگاني هستند که اهميت شان نه فقط در خود آثاري که پديد آورده اند که در تحول بنياديني است که اين آثار در ادبيات يک ملت به وجود آورده است. بدون شک محمد اوزن - نويسنده کرد- يکي از اين نويسندگان بود. او نويسنده يي بود که در دوران ممنوعيت زبان کردي در ترکيه تمام آثار خود را به اين زبان که زبان مادري اش بود نوشت. با فرهنگ و زبان حاکم درافتاد و به همين دليل در زندان آنکارا حبس کشيد و از سال 1977 تا سال 2005 به صورت يک تبعيدي و پناهنده سياسي در سوئد زندگي کرد و اين برايش فرصتي بود تا با دريافت کمک مالي از دولت سوئد به تحقيقات خود در زمينه فولکلور، زبانشناسي و تلاش براي کشف ظرفيت هاي پنهان در داستانسرايي سنتي کردي و احياي آنها در ادبيات مدرن ادامه دهد. براي رسيدن به اين هدف تا مقر رهبر کردهاي عراق رفت و پاي نقل هاي آنهايي نشست که داستان ها و اشعار فولکلوريک کردي را سينه به سينه حفظ کرده بودند. محمد اوزن را بحق بايد پدر ادبيات مدرن کردي ناميد. او متولد سال 1953 در ترکيه بود و حدود هفت رمان به زبان کردي نوشت که يکي از مشهورترين آنها «در سايه آخرين عشق» بود. رمان هاي او به زبان هاي اروپايي هم ترجمه شده و جوايز معتبري را از آن اين نويسنده کرده است.

«اوزن» در سال 2005 پس از سال ها تبعيد به ترکيه بازگشت و يک سال بعد به بيماري سرطان مبتلا شد. مرگ «محمد اوزن» مرگ نويسنده يي است که ادبيات مدرن کردي، شکل گرفتن خود را بيش از هر کس مديون او است

23 مهرماه روز جهانی نابینایان گرامی باد

ادامه نوشته

"غائله کردستان" در قرائت ایدئولوژیک از تاریخ

 

عبدالعزیز مولودی

http://moloudi.blogfa.com/

ویرایش جدید کتاب درسی"تاریخ معاصر ایران"سال سوم آموزش متوسطه (1386) که امسال در اختیار دانش آموزان قرارگرفته است را دیدم. با تورق در آن و با توجه به حوزه مطالعاتی من، بخش مربوط به رخدادهای بعد از انقلاب را نگاه می کردم که به موضوع غائله کردستان برخورد کردم. مطالب مندرج در آن را بعد از مطالعه نه تنها به عنوان متن تاریخی نمی توان و نتوانستم بپذیرم، بلکه با توجه به اینکه متن آموزشی بوده و عمدتا برای جوانان نگارش یافته است، آنرا غیرعلمی و به تعبیری که در اینجا بکار برده ام، نگاه ایدئولوژیک به تاریخ می دانم. بنابر این برخود دانستم تا با نقد این بخش از کتاب، به نحوه نگارش منابع درسی در کشور نیز اعتراض نمایم.

درمتن کتاب و با عنوان"توطئه دشمن در کردستان"در صفحه 175 آمده است که:"غائله کردستان از اواخر 1357 آغاز شد و در تابستان 1358 مریوان، بانه،سنندج و پاوه مورد حمله تجزیه طلبان قرارگرفت.مراکز نظامی به محاصره آنان درآمد و عده ی زیادی از نیروهای ارتشی،سپاهی، جهاد سازندگی و نیروهای مردمی، به وسیله این گروه ها به شهادت رسیدند.حتی اکثریت مردم وطن خواه کردستان نیز که زیر بار توطئه های آنان نمی رفتند، بعضا به طرزی فجیع کشته می شدند. آنان حتی پاسداران مجروح و تاریخ سوم دبیرستانبستری در بیمارستان  را سر می بریدند."

متن این نوشته با توجه به اینکه استنادی نداردبه نظر می رسد که از کتاب "کردستان" دکتر مصطفی چمران نقل یا برداشت شده است.بنابراین دراینجا من برنقد این نکته از کتاب تاکید می کنم، اما به اعتقاد من با توجه به اینکه کتاب در مجموع به صورت ایدئولوژیک وبا قرائت انقلابی توسط افراد غیر مجرب نگارش یافته است؛ درجای جای دیگر نیز قابل نقد و بررسی است.

ادامه نوشته

شيوع خودسوزي در بين زن هاي کرد عراقي

 
گروه ترجمه؛ سه هفته پس از انتقال وي به بيمارستان با دستان و بدن پانسمان شده روي تختش دراز کشيده بود. صورت سوخته اش با روغن هاي مخصوصي پوشيده شده بود و جز چشمانش چيز ديگري را نمي شد در صورتش تشخيص داد. او به سقف خيره شده و غرق تفکر در مورد زندگي اش بود. او که حاضر نبود نامش را به خبرنگاران بگويد، گفت؛ «نمي دانم چه آينده يي در انتظارم است. آينده تنها آن چيزي است که خدا برايم رقم زده است و من مجبور به پذيرش آنم.»

اين زن مدعي شده زماني که قصد روشن کردن اجاق را داشته، گاز منفجر شده و باعث شده بدن وي به اين شدت دچار سوختگي شود. البته پرستاران يک کلمه از حرف هاي او را باور ندارند. آنها به خوبي با انواع سوختگي ها آشنا هستند و مي دانند هر نوع سوختگي در اثر چه عواملي به وجود مي آيد. به علاوه، پرستاران و پزشکان بيمارستان هفته يي نيست که با ده ها مورد سوختگي مانند سوختگي هاي اين زن رو به رو نشوند. همه اين زن ها تقريباً داستان مشابهي را سر هم مي کنند و علت سوختگي خود را به ترکيدن گاز نسبت مي دهند. چه دختران نوجوان و چه تازه عروسان همه مدعي هستند که در اثر پخت و پز به اين روز افتاده اند.

در نقاط بسياري از جهان، از اين حوادث با عنوان «قتل با افتخار» ياد مي شود. اغلب قاتلان زنان جوان را همسران و خانواده هايشان تشکيل مي دهند زيرا از کار کردن عروس خود در خارج از خانه ناراضي اند يا اينکه از غرغرهاي عروسشان خسته اند. بعضي از زن ها هم به علت سلام و احوالپرسي با مردان غريبه مورد سوءقصد قرار مي گيرند. البته در کردستان عراق هم مانند ديگر نقاط جهان «قتل هاي آبرومندانه» يي نيز به وقوع مي پيوندند اما متخصصان امور زنان و مسوولان وزارت بهداشت به خوبي مي دانند که علل سوختگي شديد دختران جوان کرد سوءقصد توسط اطرافيانشان نيست. متاسفانه خودسوزي و خودکشي به شدت در بين دختران کرد و زنان جوان شيوع پيدا کرده است.

مددکاران بيمارستان ها و مقامات مسوول سازمان بهداشت و گروه هاي طرفدار حقوق بشر اعلام کرده اند که خودسوزي از سال 2004 به شدت در بين زنان و دختران کردستان شيوع پيدا کرده است. علل چنين اقدام هايي مي تواند بسيار پيچيده و در عين حال چندجانبه باشد. بعضي از جامعه شناسان بر اين باورند که رشد ناگهاني اقتصاد باعث مهاجرت روستاييان به شهرها شده است. اين افراد که با ارزش هاي متفاوتي در شهر رو به رو مي شوند دچار بحران هاي شخصيتي و رفتاري شده و با خانواده خود تعارض پيدا مي کنند.

البته خودسوزي تنها در بين روستاييان رواج ندارد و زن هاي شهري هم زياد به اين کار دست مي زنند. به احتمال زياد زندگي در فرهنگي که به زنان اختيارات بي نهايت کمي مي دهد و آنها را به شدت محدود مي کند عامل اصلي خودکشي اين زنان است.

در کردستان، منطقه مستقلي در شمال عراق که از سه استان تشکيل شده است، هيچ اطلاعات پزشکي صحيحي از بيماران در دسترس نيست و تعداد کمي پرونده بيماران در بيمارستان وجود دارد. اما آنچه واضح بوده اين حقيقت است که سال گذشته بيش از 360 زن دست به خودکشي زده اند. اين آمار توسط زيران عثمان يونس وزير بهداشت اين کشور تاييد شده است.

بعضي از دختراني که دست به خودکشي مي زنند تنها 12 سال دارند و عمده خود سوزي ها در ميان زنان بين 15 تا 25 سال صورت مي گيرد. اکثر کردها خودسوزي را براي خودکشي انتخاب مي کنند. آنها بدن خود را به بنزين آغشته کرده و سپس با کبريت خود را آتش مي زنند. اين زنان اغلب حمام را براي اين کار انتخاب مي کنند.

يونس مي گويد؛ «خودسوزي يکي از دردناک ترين راه هاي خودکشي است. من نمي دانم چرا مردم اين راه را براي گرفتن جان خود انتخاب مي کنند. در فرهنگ هاي ديگر کساني که تمايل به خودکشي دارند از قرص و تفنگ استفاده مي کنند اما کردها با آتش خود را نابود مي سازند. ما حتي از اقدام به خودسوزي توسط کردهاي ساکن اروپا نيز مطلع هستيم.»البته تمام اين خودسوزي ها به مرگ منجر نمي شود. محبت امين منصور رئيس سازمان دفاع از حقوق زنان کردستان که بزرگ ترين سازمان فعال زنان در منطقه است، مي گويد؛ «اکنون صدها تن از زناني که اقدام به خودسوزي کرده اند با سوختگي هاي بسيار شديد و بدن و صورتي کريه زنده مانده اند. البته اين نوع زندگي به مراتب بدتر از مرگ است زيرا شوهران اين زن ها، آنها را ترک کرده و خانواده هايشان آنها را به خاطر خجالت و شرم از فاميل پنهان مي کنند.»از آنجا که خودکشي از ديدگاه مسلمان ها عملي غيرشرعي است هيچ يک از اين زن ها به ارتکاب خودکشي اعتراف نمي کنند. با وجود اين در تحقيقاتي که از پرستاران و فيزيو تراپيست هاي بيمارستان هاي دو شهر اربيل و سليمانيه به عمل آمده مشخص شده بيش از 80 درصد زنان خودسوزي را براي خودکشي انتخاب مي کنند. يونس بيان داشت افزايش خودکشي ها ارتباط مستقيمي با بهتر شدن اوضاع اقتصادي دارد. شهروندان به جاي رفتن به بازار هاي سنتي ترجيح مي دهند در مراکز خريد ساخته شده به شيوه اروپاييان به خريد بپردازند.

ايجاد شغل هاي جديد باعث شده مردم از روستاها مهاجرت کرده و به شهرها هجوم بياورند. البته اين امر باعث آشنا شدن اين روستاييان با فرهنگ غربي و باعث ايجاد دوگانگي هويتي در آنها شده است. براي روستاييان کرد اين نکته که زني خود شوهر آينده اش را انتخاب کند امري غير قابل قبول به حساب مي آيد.

با وجود اين که پول و امکانات به کردستان راه يافته اما فرهنگ مردم در همان سطح پايين خود باقي مانده است. نوجوانان و جوانان خانواده هاي فقير نمي توانند درک کنند که چرا آنها قادر به خريد تلفن همراه و ماشين نيستند و اين امر باعث شده عقده هاي زيادي در دلشان شکل بگيرد. يونس بيان داشت اکثر خودکشي ها در بين اعضاي خانواده هايي ديده مي شود که از روستاها به شهر ها مهاجرت کرده و درآمد مالي کمي دارند.

او مي گويد؛ «ما در حال گذار از دوراني هستيم که باورهاي فرهنگي دارند جاي خود را به قوانين زندگي در جامعه يي متمدن مي دهند. کودکان ديگر با قوانين زندگي در چنين جامعه يي خو گرفته اند در حالي که افراد بزرگسال و مسن تر قادر به قبول شيوه جديد زندگي نيستند. در نتيجه بين پدران و فرزندان مرتب درگيري هاي جدي به وقوع مي پيوندد. »

منبع؛هرالدتريبيون

اگهی عجیب در سقز؟

 

كليه مرا بخريد

http://www.sharnews.com/

چند روزي است كه شهروندان سقزي با آگهي عجيبي بر در و ديوار شهر مواجه هستند. طي آن شخصي با دادن اطلاعات كامل پزشكي خود،مدعي اهدا كليه خويش شده است.

اين آگهي كه در تعداد فراوان در سطح شهر به چشم ميخورد،عنوان " اهدا كليه" را بر خود دارد و اين شخص خود را جواني 21 ساله با قد 170 سانتي معرفي كرده كه تست كامل پزشكي را نزد آزمايشگاه مهر داده است و بدين ترتيب اعلام داشته كه از هر جهت سالم است.

در اين آگهي شماره تلفني نيز جهت كسب اطلاعات بيشتر وجود دارد كه از پيش شماره آن اينطور استنباط مي شود كه اين شخص بايد از اهالي استانهاي آذربايجان شرقي يا غربي باشد.

خبرنگار شارنيوز با شماره تلفن درج شده در آگهي تماس گرفت و با شخص مورد نظر گفتگو كرد.وي بعد از پرسش در مورد شغل خبرنگار شارنيوز مبلغ كليه خود را 5تا6 ميليون ذكر كرده و گفت "تمام اين مبلغ را شما نمي‌پردازيد و نصف آن را بيمه خواهد پرداخت".در ادامه از وي پرسيده شد آيا اين كار منع قانوني ندارد؟ كه وي پاسخ گفت:"نه اين كليه اضافي در بدن من است و بايد انتقال كليه به شما را بيمارستان تاييد كند".

وي از ادامه مكالمه خودداري كرده و نام و شماره تلفن خبرنگار شارنيوز را اخذ نمود كه قرار است بعدا تماس بگيرد.

نكته اينكه لهجه اين شخص به كردهاي عراق شباهت داشت و قدري با اكراه جواب سوالات را ميداد

کشاورزان قروه ای بیشترین ضرر را از بستن مرز کردستان عراق متحمل شدند

 

از هفته گذشته مرز مشترک کردستان ایران وعراق مسدود شد و هیچگونه مبادلاتی صورت نمیگیرد.با توجه به فصل برداشت محصولات کشاورزی از جمله سیب زمینی و پیاز که عمده ان به کردستان عراق صادر می شد که با بستن مرزها  قیمت این محصولات افت شدیدی نموده و با توجه به سطح زیر کشت این محصولات در شهرستان قروه بیشترین ضرر را متوجه کشاورزان قروه ای نموده است.

اولین جلسه علنی طرفداران کاک احمد مفتی زاده در دهگلان برگزار شد

 

اولین جلسه علنی طرفداران مکتب قران شاخه دهگلان دوشنبه شب  بعد از افطاری و شام ۹مهر ماه در دهگلان و  فضای بازتشکیل شد .در این جلسه که به  دعوت یکی از شاخه های مکتب از عموم مردم برگزار شد علاوه بر حضور گسترده مردم از شهر و روستا های دهگلان در محل مراسم  پوسترهای بزرگی از مرحوم کاک احمد مفتی زاده و سخنرانیها ی آن مرحوم  پخش گردید در ادامه مراسم آقای سعدی قریشی به ایراد سخنرانی پرداخت.

 

پیشگیری از اعتیاد و نقش ما

 

از ابتدای ماه مبارک رمضان جلسات آموزش پیشگیری از اعتیاد توسط انجمن همیاران بهداشت روان شهرستان قروه در روستا وشهرهای قروه برگزار شد که به اتفاق چهار نفر از دوستان بعنوان سخنران شرکت می کردیم. نکته جالب در پایان همه جلسات اب پاکی بر دستمان می ریختند و عدهای از پیرمردان میگفتند همه حرفهای شما را قبول داریم ولی فقط دولت میتواند جامعه را پاک کند و خود دولت مقصر است کاری از دست ما ساخته نیست.

براستی این حرف تا حدودی می تواند صدق داشته باشد ولی ما هم به عنوان عضوی از جامعه می توانیم نقش داشته باشیم . ما جماعت ایرانی به سختی قبول می کنیم که خودمان هم مقصر هستیم کم کار و کم توجه  نسبت به خودمان ،خانواده و جامعه هستیم. اصلا دوست داریم همیشه دیگران را مقصر بدانیم.

نقش ما در این جامعه چیست . ایا در اسیب های اجتماعی دیگر ما نقشی نداریم ؟

مطلبی از وبلاگ هیوا

 

نان و ده رد و داد

 وبلاک کاریز را مطالعه کردم

فقط می توانم بسرایم که :

 

برای به ریزم  ئاغه سه ی عیماد  

  برا تویش مه نوسه نان و ده رد و داد

نان بو خووتان و ده رد هه ر بو خه لکه 

دادیش له مه جلیس کاکه بی که لکه

برای نیروهای مستقل در انتخابات جائی نیست

 

بخش انتهایی مصاحبه:

حبیب الله پیمان در گفت و گو با روز: دوشنبه 2 مهر 1386

 

آقای پیمان بپردازیم به مهمترین اتفاق سیاسی که پیش رو داریم، یعنی انتخابات آتی و ببینیم این تفکر و نگاه را شما چگونه با آن پیوند می زنید؟

ببینید اصولاً نگاه ما به انتخابات یک نگاه استراتژیک نیست. یعنی انتخابات برای ما اهمیت استراتژیک ندارد به این معنی که معتقد نیستیم بوسیله انتخابات و حتا حضور در مجلس و یا ساختار قدرت می شود تغییرات ساختاری در جهت دموکراسی و عدالت اجتماعی بوجود آورد. نگاه ما نگاهی تاکتیکی است به این معنا که چون باید کار اصلی در عرصه عمومی انجام بگیرد، این مثبت است اگر امکانی فراهم شود که کسانی بتوانند بروند مجلس به عنوان سخنگوی مردم و در آنجا به عنوان چتر حمایتی که می تواند امکان سازی کند تا یک گرایش فکری و سیاسی در امنیت بیشتری رشد کند، مانند نقشی که اقلیتهای مجلس 14و15و 16 در دوران فئودالیسم بازی کردند. یعنی جنبش اصلی در درون جامعه رشد می کرد و اثر گذار بود ولی این اقلیت در پارلمان از آن حمایت می کرد و به آن امنیت می داد و جنبش ترغیب و تشویق می شد. در یک چنین تعاملی نهضت توانست پیروز بشود.

حالا اگر چنین امکانی برای رفتن این نیرو به مجلس فراهم بشود که برود و دفاع کند، نه مثل اقلیت در این دوره مجلس که هیچ کاری انجام نداد. اگر با این اعتقاد بروند که می خواهند خواستهای مردم را باز تاب بدهند، این خوب است و اشکالی ندارد. اما در شرایط فعلی به نظر می آید که بیش از گذشته بسته و محدود می شود و امکان حضور بخش بزرگی از اصلاح طلبان نیز که به نوعی هنوز درون حاکمیت هستند و خودی محسوب می شوند، از بین می رود از این بابت بعید است که جایی برای حضور فعال نیروهای مستقل برای شرکت در انتخابات باشد. با این وجود ما هنوز و با همین تحلیل، ناظر هستیم و می خواهیم ببینیم که ائتلافات چگونه پیش می رود. به نظر ما این ائتلافها با دشواری زیادی مواجه است؛ چون اختلافات میان اصلاح طلبان بسیار شدید است؛ به دلیل شکست سختی که خوردند و تحلیلی که هرکدام از این شکست دارند و بعضاً یکدیگر را در این شکست مقصر می دانند، واین مانع از یک وحدت جدی است. از طرف دیگر چون استراتژی مشخص و واحدی هم ندارند امکان استفاده مؤثر بین اصلاح طلبان وجود ندارد؛ طرف مقابل هم دارد از این وضعیت نهایت استفاده را کرده و شانس حضورشان را از بین می برد.

 http://moloudi.blogfa.com/

شهرام ناظری نخستین کرد ی است که نشان لژیون دونور را دریافت کرد.

 

هنر - شهرام ناظری  بزرگترین نشان فرهنگی فرانسه را دریافت کرد
Peyamner PNA- نشان لژیون دونور، بزرگترین نشان فرهنگی فرانسه به خاطر یک عمر فعالیت هنری  به شهرام ناظری خواننده موسیقی اصیل ایران و کردستان اهدا شد.


نشان لژیون دونور سه درجه دارد که بالاترین درجه آن نشان "شوالیه لژیون دونور" به شهرام ناظری اعطا شد .

این نشان قرار است طی مراسمی در تئاتر شهر پاریس به شهرام ناظری اعطا شد.

آقای ناظری در همین رابطه به خبرنگار پیامنیر در تهران گفت: نشان فرهنگی فرانسه به خاطر 20 سال همکاری فرهنگی با تئاتر شهر پاریس ( "تئاتر دولاویلی"  پاریس) به من اعطا می شود. چون من از سال 1988 تا کنون حدود 20 سال به طور مداوم با تئاتر شهر پاریس که یکی از مراکز معتبر جهانی است همکاری داشته ام.

وی همچنین در گفتگویی با بخش فارسی بی بی سی گفت: "علت اینکه من را برای این نشان انتخاب کردند این بوده که توانستم در طیف فرهنگی غربیها و معرفی فرهنگ شرق به غرب، تأثیرگذار باشم و در عین حال یکی دیگر از علتها معرفی مولانا جلال دین رومی بلخی به غرب و تأثیری بوده که در این راه داشتم".

شهرام ناظری نخستین کرد است که نشان لژیون دونور را دریافت می کند.

روز جهانی سالمند ،سازمان بهزیستی و بی توجهی به مددجویان سالمند موسسات خیریه

 

از حدود ۵ سال پیش موسسات خیریه با حمایت سازمان بهزیستی تاسیس و تعداد از پروندهای غیر قابل بازتوان واحد های حمایتی بهزیستی به این موسسات واگذار شد . حمایت های اولیه خوبی از این موسسات صورت گرفت متاسفانه هرسال به بهانه ای از میزان حمایت های دولتی از این موسسات کاسته شد.هر سال کارشناسان با وضع دستورالعملهای فعالیت موسسات رامحدودتر می کنند که این خود جای بحث دارد.

اما آنچه که امروزرخ داده بی توجهی و عدم پرداخت مستمری از طرف سازمان بهزیستی به مددجویانی که از خودشان به این موسسات ارجاع شده اند میباشد. و به بهانه های مختلف از جمله نگرفتن پروانه فعالیت از سازمان بهزیستی از پرداخت مستمری خوداری مینمایند .در حالی که موسساتی که در حال حاضر فعالیت میکنند همگی با حمایت و پیگیری سازمان بهزیستی به ثبت رسیده اندو اهداف وفعالیت های آنها در راستای اهداف  بهزیستی می باشد و اساسنامه انه توسط سازمان بهزیستی تهیه شده است.

مددجویان موسسه خیریه ژیانه وه دهگلان و موسسه خیریه امام صادق قروه علاوه بر دریافت نصف مستمری ناچیز خرداد و تیر هنوز مستمری مرداد وشهریور را نیز دریافت ننموده اند.متاسفانه ناشی از بی توجهی سازمان بهزیستی به این قشر از مددجویان میباشد. چر که اگر این موسسات مجوز امروز بهزیستی ندارند خود سازمان میتواند مستمری ماهیانه انها به حسابهای بانکیشان واریز نماید.تا بیشتر از این سرگردان مستمری ناچیز نباشند.

امیدواریم در روز جهانی سالمند مستمری به عنوان نه یک حق بلکه بعنوان هدیه ای از طرف سازمان به مددجویان که همگی سالمند و از کار افتاده میباشند پرداخت گردد.

گزارش ویژه «نوروز» از سرنوشت افزایش حقوق كارمندان و معلمان

 

منبع نوروز:http://norooznews.ir/news/3624.php

نوروز- شیرزاد عبداللهی: اکنون دیگر سؤال این نیست که لایحه مدیریت خدمات کشوری که معلمان ده سال برای آن خون دل خوردند- یا دقیق‌تر بگویم باتوم خوردند، زندان انفرادی کشیدند، خانه‌های خودشان ویا بستگانشان را وثیقه گذاشتند، نفی بلد شدند، حکم کسر حقوق گرفتند و..- اجرا می شود یا نه؟ پرسش اصلی این است که لایحه چگونه اجرا می‌شود؟ خیالتان راحت؛ این بارلایحه حتما اجرا می‌شود، همین امسال هم. توافق‌های لازم انجام شده. سران مجلس با دولتی‌ها ونماینده شورای نگهبان کنار هم نشستند ومساله را فیصله دادند ونگذاشتند این لایحه به مجمع تشخیص مصلحت برود. حقوقها افزایش می‌یابد اما به جای پول به معلمان سهام خواهند داد. مشتی کاغذ به جای پول.

سهام کارخانه‌های دولتی که قرار است واگذار شود، پای شما را به بازار بورس باز خواهد کرد. شما در تالار شیشه‌ای شاهد نوسان قیمتها خواهید بود. شاید هم با ترقی نرخ سهام، شما هم مثل خیلی‌ها به نان ونوایی رسیدید. اما راستی از «سهام عدالت» که 3 ماه پیش فرم آن را بادقت و بدون قلم خوردگی پر کردی، چه خبر؟ اصلا این سهام عدالت چیست؟

شما هم ضرب‌المثل «نان فلانی آجر شد» را شنیده‌اید. در زمان جنگ جهانی دوم که خزانه دولت خالی بود، دولت حقوق کارکنان را به صورت جنسی می‌پرداخت. دراولین ماه به جای پول، معادل حقوق به کارمندان آجر دادند واین ضرب‌المثل از همان زمان باب شد. در حالی که درآمدهای دولت در دو سال گذشته جمعا 120 میلیارد دلار بوده، این سوال بین معلمان مطرح است که چرا دولت از تامین حدود 3 میلیارد دلار اعتبار برای اجرای لایحه مدیریت یا همان نظام هماهنگ سرباز می‌زند؟

روز 30/ 5/ 86 «غلامعلی حدادعادل»،رییس مجلس، در پاسخ به تذکر «ایرج ندیمی» که از سرنوشت مبهم لایحه انتقاد کرده بود، گفت: مذاکراتی با دولت انجام شده که این لایحه به مجمع فرستاده نشود. چند روز بعد «حمیدرضا حاجی‌بابایی» عضو هیات رئیسه مجلس گفت: لایحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق یا همان لایحه مدیریت خدمات كشوری دوبار از مجلس به شورای نگهبان فرستاده شد و قرار بود تا مصوبات كمیسیون مشترك بررسی‌كننده لایحه مذكور، به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاده شود، اما ریاست مجلس پیگیری‌های لازم را انجام داد تا این لایحه به مجمع تشخیص مصلحت نظام نرفته و قبل از ارسال توافق‌هایی بین دولت، مجلس و شورای نگهبان برای اجرایی شدن این لایحه انجام گیرد.

رییس فراكسیون فرهنگیان مجلس درباره جزئیات این اقدامات افزود: قبلاً هیئت پنج نفره‌ای از سوی مجلس شامل «محمدرضا باهنر» نائب رئیس اول مجلس، «حسن نوعی‌اقدم» عضو هیئت رئیسه مجلس، «محمدباقر بهرامی» رئیس كمیسیون مشترك بررسی كننده این لایحه، «لطف‌الله فروزنده» نماینده مركز پژوهش‌های مجلس و اینجانب جهت پیگیری این لایحه در مجلس تشكیل شد. همچنین، هیئت پنج نفره‌ای در دولت شامل پرویز داودی معاون اول رئیس جمهور، سید احمد موسوی معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور، «علی‌نقی جهرمی» وزیر كار، «محمد عباسی» وزیر تعاون و «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت تشكیل شد كه جلساتی برگزار و توافقات خوبی نیز انجام شده است.

پیش از این، «موسی‌الرضا ثروتی» با دفاع از ارسال لایحه به مجمع گفته بود که هیات رئیسه مجلس خواهان رفع بار مالی لایحه هستند. از همان زمان که در میان بهت وحیرت معلمان دولت احمدی‌نژاد خواستار استرداد این لایحه از مجلس شد (دیماه 85)، دو دیدگاه، در میان مجلسیان شکل گرفت. اقلیتی از مجلسیان خواستار تامین بار مالی لایحه وتصویب واجرای سریع ان بودند. اما اکثریت مجلسیان در حمایت از دولت در کنار هیات رئیسه مجلس قرار گرفتند. در زمستان گذشته دولت درحالی می‌گفت که توانایی تامین اعتبارمالی سه‌میلیارددلاری این لایحه را ندارد که با دست ودلبازی بودجه نهادهای فرهنگی ومذهبی را در لایحه بودجه 86 افزایش می‌د اد.

مجلسیان در موقعیت دشواری بودند ولایحه به آزمونی سخت برای اصولگریان تبدیل شد. موافقت مجلس با استرداد لایحه، حیثیت واستقلال مجلس را زیر سؤال می‌برد. ضمن اینکه به وجهه دولت همسو با مجلس که با شعار رسیدگی به آب ونان مردم روی کار آمده بود، ضربه شدیدی می‌زد .رایزنی‌ها به ابتکار حداد عادل شروع شد و به نتیجه رسید.

شامگاه روز 17 بهمن 85 جلسه مشترکی بین سران مجلس ودولت برگزار شد. دولت برای انصراف از استرداد لایحه سه شرط را مطرح کرد:
1- مجلس بار مالی لایحه را حتی‌الامکان کاهش دهد.
2- دولت حقوق‌ها را به روش پلکانی معکوس ودر فرآیندی چند ساله افزایش دهد.
3- بخشی از حقوق ومزایای معلمان به صورت غیر نقدی ودر قالب سهام عدالت پرداخت شود.

هیات رئیسه مجلس این شرایط را خارج از چهارچوب لایحه پذیرفتند. روز بعد دولت نامه استرداد را پس گرفت و مجلس اجرای این لایحه را برای مدت 5 سال تصویب کرد.

اما این پایان ماجرا نبود. شورای نگهبان لایحه را با 39 ایراد مغایرت با شرع وقانون اساسی به مجلس باز گرداند. مهمترین ایراد شورای نگهبان مغایرت آن با اصل 75 قانون اساسی درخصوص بار مالی لایحه بود. دولت حتی به بهای نارضایتی واعتراض گسترده معلمان حاضر به تامین بار مالی لایحه نشد. اصلاحات مجدد مجلس نیز مورد قبول شورای نگهبان قرار نگرفت پس از دو باررفت‌وآمد لایحه به شورای نگهبان، مجلس چاره‌ای جز ارسال لایحه به مجمع تشخیص نداشت . اما این اقدام ممکن بود ابتکار عمل را از دست دولت وهیات رئیسه مجلس که با دولت همسو است، خارج کند. به همین دلیل دولت ومجلس در آخرین ماه تابستان بر اساس همان سه بند به توافق جدیدی دست یافتند.

«محمدحسین فرهنگی» از اعضای كمیسیون برنامه و بودجه مجلس روز 28 شهریور در جمع خبرنگارانگ فت كه این كمیسیون با توجه به دیدگاه و تاكیدات دولت، ماده‌ 132 این لایحه را تغییر داده و به تصویب رسانده است.

وی ادامه داد: بر اساس تغییرات صورت گرفته در این ماده، بار مالی هر نوع افزایش یك باره حقوق و مزایای كارمندان و بازنشستگان موضوع این قانون از طریق واگذاری سهام دولتی در بنگاه‌های اقتصادی قابل عرضه در بورس و همچنین اعمال پلكانی افزایش سنواتی در حد بودجه مصوب سالیانه و حداكثر در طول مدت اجرای آزمایشی این قانون تامین می‌شود.

معنای ساده این جملات این است که افزایش حقوق پیش‌بینی شده در لایحه به صورت تدریجی درمدت 5 سال، به شکل پلکانی واز طریق واگذاری سهام عدالت خواهد بود. این همان برداشتی است که دولت از اول بر ان تاکید می‌کرد وذره‌ای از موضع خود کوتاه نیامد.

حسن نوعی‌اقدم عضو هیات رییسه مجلس در چرخشی سیاسی، ضمن دفاع از پرداخت غیر نقدی اضافه حقوق معلمان گفت: استدلال دولت این بود كه تزریق چهار هزار میلیارد تومان پول نقد موجب افزایش نقدینگی و تورم می‌شود در صورتی كه اگر این مطالبات در قالب سهام قابل واگذاری بنگاه‌های اقتصادی در بورس پرداخت شود، ضمن محفوظ ماندن حق و حقوق كاركنان و بازنشستگان، كاركنان هر زمان اراده كنند می‌توانند سهام خود را در بورس بفروشند در این صورت فقط جابه‌جایی پول نقد با سهام صورت خواهد گرفت و نقدینگی جدیدی در جامعه تزریق نمی‌شود و تورم نیز افزایش نمی‌یابد.

به این ترتیب، پیش‌بینی سخنگوی دولت در زمستان 85 در این خصوص که افزایش حقوق کامندان فقط از طریق توزیع سهام عدالت ممکن است به تحقق می‌پیوندد. لایحه به تصویب شورای نگهبان خواهد رسید. این در حالی است که هیچ کس اطلاع روشنی از کم وکیف سهام عدالت ندارد ومسولان هم اطلاعاتی در اختیار در اختیار افکار عمومی قرار نمی‌دهد. آ

نچه که روشن است اینكه شکل تصویب لایحه گره کور مشکلات معیشتی معلمان را نخواهد گشود وبا تصوری که معلمان از قانون نظام هماهنگ حقوق دارند، بسیار متفاوت است.

 

دهگلان